مدتی است که به صورت جدی اتفاقات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را دنبال میکنم. در این مدت فراز و نشیبهای زیادی را در دو کاندیدای اصلی این انتخابات دیدهام که این فراز و نشیبها در مورد اوباما بسیار بیشتر بوده است، به گونهای که برتری سابق خود نسبت به مککین را از دست داده است و هم اکنون در نظرسنجیها با مککین برابر است. به همین دلیل و براساس خاطراتی که از انتخابات سال 2004 آمریکا و انتخابات 1384 ایران دارم، احساس میکنم که اوباما به سرنوشتی مانند معین در انتخابات امسال آمریکا دچار خواهد شد!
اوباما مانند معین به عنوان یک روشنفکر و انسانی تحصیل کرده، از حمایت بسیار خوب جامعهی دانشگاهی و افراد روشنفکر آمریکا برخوردار است. به این افراد، رسانههای تحولخواه را هم اضافه کنید که با تبلیغات خود سعی در به پیروزی رساندن وی دارند. تا اینجا همه چیز خوب است، ولی هنگامی که ماجرای مککین و سارا پیلین و مردم آمریکا پیش میآید که مردمی مذهبی و پایبند به اصول و شدیداً ملیگرا هستند، در نتیجه میتوان این اوضاع را به انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 در ایران تشبیه کرد. به همین دلیل من پیشبینی میکنم که جان مککین در انتخابات امسال آمریکا پیروز خواهد شد.
این را هم باید بگویم که این تنها یک نظر شخصی و دیدگاه یک جوان 23 ساله است که تخصص خاصی در زمینههای جامعه شناسی و سیاست ندارد!.
از زمانی که بینظیر بوتو و نواز شریف وارد پاکستان شدند و در انتخابات مجلس این کشور شرکت کردند، حوادث سیاسی پاکستان را با دقت بسیاری دنبال میکردم. از دنبال کردن این حوادث و پس از ماجرای استعفای پرویز مشرف از ریاست جمهوری پاکستان، به یک نکته پی بردم و آن این است که پاکستان هم اکنون و در آینده مهد دموکراسی خاورمیانه خواهد بود. ولی این آینده به ریاست جمهوری آینده و کنار آمدن دو حزب عمدهی مجلس پاکستان (حزب بینظیر بوتو و حزب نواز شریف) بستگی دارد.
پاکستان این دموکراسی را مدیون پرویز مشرف است و باید بدون شک یکی از پایههای اساسی استقرار دموکراسی در پاکستان کنونی را پرویز مشرف دانست. برای این ادعا چندین دلیل وجود دارد که میتوان مهمترین آنها را اینگونه نام برد:
1- پرویز مشرف با این حالی که از یک کودتای نظامی به قدرت رسید، اما در ادامهی زندگی سیاسی خود هیچگاه به نیروی نظامی متوسل نشد و حتی در مقابل فشار افکار عمومی و احترام به خواست ملتش، لباس نظامی را از تن بیرون کرد و از فرماندهی کل قوا استعفا داد.
2- پرویز مشرف با اینکه میدانست با توجه به اشتباهاتی که داشته است (از جمله برکناری قضات) از حضور مخالفانی سرسخت مانند بینظیر بوتو و نواز شریف در انتخابات مجلس جلوگیری نکرد و به آنها اجازهی شرکت در انتخابات را داد.
خلاصه کلام اینکه اگرچه پرویز مشرف قدرت را دوست داشت (با این حالی که 9 سال بر پاکستان حکومت کرد) اما راه دیکتاتورهایی مانند صدام و کاسترو را دنبال نکرد و به جای شعارهای تو خالی و گول زدن مردم، به خواست مردم احترام گذاشت و از پستش استعفا داد.
نمیدانم سهشنبه شب برنامهی تفسیر خبر را مشاهده کردید یا نه، اما نکتهای که در برنامهی دیشب توجهی من را به خود جلب کرد، ترس زیباکلام از دستگیر شدن و توجه نکردن به اصول اولیهی دموکراسی است. آقای زیباکلام که خود را از روشنفکران جامعه میداند، سهشنبه شب زمانی که میکروفن را در اختیار گرفت، آنچنان یک ریز و بدون توجه به مجری برنامه شروع به صحبت میکرد که گویی ایشان تا به حال میکروفن ندیدهاند!
آقای زیباکلام، اگر شما میترسید که حرفهایی بزنید که باعث دردسر شما شود، میتوانید در برنامههای زنده حاضر نشوید تا احیاناً به دردسر برای پاسخگویی به سوالات نیفتید. بعد از این برنامه نیز به خوبی متوجه شدم که اصلاحطلبان حکومتی چه دیدگاهی دارند و چگونه حرف میزنند!
آقای زیباکلام خودتان را خوب نشان دادید، بسی خوشحال شدم.

امروز وقتی که شرطهای عبدالله نوری را برای کاندیداتوری خواندم، به یک لحظه به آیندهی اصلاحات امیدوار شدم. البته به آیندهی اصلاحاتی که از افرادی مانند خاتمیها و کروبیها پاک شده باشد. این امیدواری من به قدری زیاد است که اگر و تنها اگر عبدالله نوری کاندید دورهی دهم ریاست جمهوری شود، من که سالهاست انتخابات را تحریم کردهام به عبدالله نوری رای خواهم داد و حتی برای وی تبلیغات نیز خواهم کرد.
علت این حرفم این است که عبدالله نوری مرد حق است نه قدرت. عبدالله نوری مانند خاتمی تشنهی قدرت نیست که به خاطر قدرت به 20 میلیون رای پشت کند. برای این ادعایم نیز میتوانید ماجرای زندانی شدن عبدالله نوری و عدم درخواست بخشودگی او را به خاطر بیاورید.
در ضمن باید به کسانی که نامهی فدایت شوم برای خاتمی مینویسند، بگویم که تاریخ جایی برای انسانهای ترسویی مانند خاتمی ندارند. اگر عبدالله نوری رئیس جمهور شود، مطمئن باشید که خاتمی دیگر در تاریخ سیاسی ایران جایی نخواهد داشت. تاریخ جای مردان نیک است نه مردان ترسو که به خاطر قدرت همه چیز را فدا میکنند.



