در این مدت بحثها و جدلهای بسیار زیادی در مورد نرخ فروش بنزین و سهمیهبندیهای پیرامون آن به گوش میرسد و هر از چند گاهی شایعههایی که درستی و یا نادرستی آنها با قطعیت مشخص نیست نیز مانند بادهایی میروند و میآیند٬ اما نکتهای که در این بین به فراموشی سپرده شده است این است که آیا فروش بنزین به نرخ شناور و یا همان جهانی٬ منطقی است یا نه؟ سٶالی که جواب آن را با قاطعیت کامل میتوان داد! براساس ادعاهای مسئولین٬ نرخ بنزین در تمام دنیا به صورت جهانی و ماهیانه تعیین میشود٬ اما در ایران با ارائهی سوبسیتهایی این نرخ بنزین سالیان سال است که در قیمتی زیر 100 تومان باقیمانده است. حال آنکه هزینهای که به سوبسیت بنزین داده میشود تنها و تنها به عدهای که ماشین دارند میرسد و عدهای از افراد جامعه که اکثراً در زیر خط فقر جامعه زندگی میکنند از این سوبسیت استفاده نمیکنند. به عبارت دیگر٬ در مورد فروش بنزین٬ پولدارها سوبسیت بیشتری را دریافت میکنند و فقرا سوبسیت کمی یا هیچ سوبسیتی!
اگر از همهی اینها بگذریم٬ نکتهی مهمی که ذهن من را به خود مشغول کرده است این است که چرا باید در ایران بنزین به نرخ جهانی فروخته شود٬ در حالی که خودرو٬ جاده و حقوق و دستمزد افراد جامعه در حد معیارهای جهانی نیست؟!
1- ماشینهایی که اکثر مردم در ایران از آن استفاده میکنند٬ ساخت داخل کشورند و به دلیل بازار انحصاری خودرو در ایران٬ در اکثر موارد ماشینهای ایرانی دارای استاندارهای جهانی نیستند! به نظر شما کدام ماشین ایرانی (پیکان٬ پراید٬ سمند و...) در 100 کیلومتر کمتر از 4 لیتر را میسوزاند؟ آیا شما پیکانی را سراغ دارید که در 100 کیلومتر٬ 6 لیتر بسوزاند؟
2- جادههای ایران از حادثهخیزترین جادههای جهان است و یکی از علل مهم این عنوان٬ استاندارد نبودن جادههای ایران است. شما در کجای دنیا دیدهاید که در وسط یک بلوار به عرض 20 تا 30 متر٬ سرعتگیر نصب کنند؟ شما در کجای دنیا دیدهاید که در وسط یک بزرگراه چالهای قرار داشته باشد؟ و...
3- در آمریکا و اروپا که بنزین به نرخ جهانی به فروش میرسد٬ حقوقی که افراد دریافت میکنند نیز جهانی است. به طور مثال اگر بنزین لیتری 1 دلار (900 تومان) در آمریکا به فروش میرسد٬ حقوق ماهیانهی فردی که میخواهد بنزینی با این قیمت بخرد در حدود 3000 دلار است. این یعنی اینکه هر لیتر بنزین معادل یک سههزارم (1/3000) حقوق وی است. حال آنکه در ایران اگر بخواهند بنزین را با همین نرخ (1 دلار) بفروشند٬ منطقی است که حقوق یک کارمند معمولی٬ حداقل دو میلیون و پانصد هزار تومان باشد! آیا شما چنین کارمند معمولی یک اداره را سراغ دارید که این چنین حقوقی دریافت کند؟
حال با این اوصاف٬ آیا به نظر شما فروش بنزین با نرخ جهانی در ایران منطقی به نظر میرسد؟ در ضمن در مورد سوم فرض بر این بود که خودروی کارمند معمولی یک اداره٬ دارای مصرف سوخت کمی باشد و یا به عبارتی کم مصرف باشد که این مورد٬ تنها در حالتی است که شما خودرویی با قیمت 15 میلیون تومان به بالا بخرید٬ صادق است.
از هر كسي (به غير از مسئولين بلندپايه كشور) در مورد وضعيت اقتصادي ايران بپرسين مطمئنا بهتون جواب خواهد داد كه اقتصاد ايران در نقطه اي بحراني به سر مي بره!!
در مورد بحراني بودن اقتصاد ايران عوامل بسيار زيادي نقش دارند، از جمله:
- تحريم اقتصادي ايران توسط آمريكا
- نبود مديريت خوب و سالم
- دزدي هاي كلان در چرخه هاي اقتصادي
و هزاران مورد ديگه!
اما من تا به حال در هيج جا در مورد تاثير تفكيك جنسيت بر اقتصاد ايران چيزي نشنيدم، ولي به نظر من اين تفكيك جنسيت تاثيري بسيار عظيم و هزينه هاي سرسام آوري بر دوش دولت و اقتصاد ايران مي ندازه! براي توضيح بيشتر در اين مورد يك مثال خيلي ساده ميزنم:
شما آموزش و پرورش و مدارسش رو در نظر بگيريد. در ايران مدارس دخترانه و پسرانه از هم جدا و تفكيك شده است براي همين هزينه هاي كه بايد دولت بپردازه دو برابر مي شه. البته شايد الان بگيد هيچ فرقي در مقدار هزينه هاي مصرفي توسط مدارس در حالت تفكيك شده يا مختلط وجود نداره ولي بايد بگم وقتي مدارس مختلط باشند:
- تعداد مدارس مورد استفاده كاهش ميابد
- تعداد معلمان و مديران و... كاهش ميابد
- ميزان هزينه اي آب و برق و گاز كاهش ميابد
و....
به همين دليل كلي هزينه ي الكي كه بر دوش دولت و اقتصاد است از بين خواهد رفت!!
اين مثال، نمونه اي كوچك در مورد تفكيك جنسيت در جامعه بود كه ميشه به كل جامعه تعميم دادش. حال اگر اينگونه تفكيك جنسيتي در جامعه وجود نداشت ببينيد چه بار مالي از اقتصاد كشور كم ميشد؟!



