» پیام‌های جابلاگی!

خوشمزه! - آرشیو - خوراک
» ویدئوبلاگ
بعد از وبلاگ و پادکست، حالا نوبت به ویدئوبلاگ رسیده است.
» سارا پیلین،‌زنی که می‌تواند دموکرات‌ها را به خطر بیاندازد
و من احساس می‌کنم که این زن باعث پیروزی مک‌کین در انتخابات خواهد شد.
» چرا با دخترانی همسن یا از خودشان بزرگتر ازدواج می کنند؟
البته من این اختلاف را تجربه دارم و با دختری که 3 سال از خودم بزرگتر به مدت سه سال و نیم دوست بودم اما در آخر به دلیل همین اختلاف سن بی‌خیال هم شدیم!
» مهمترین پیمان امنیتی جهان در خطر نابودی
پیمان NPT
» ایجاد فرهنگ لغات خاص در حوزه ی وبلاگستان فارسی
صفحات:  1  |  2  |  3  |  4  |  5  |  6  |  7  |  8 

خوب به سلامتی یک انسان که در نوجوانی جرمی را مرتکب شده بود، امروز صبح اعدام شد! به همین راحتی! حالا می‌خواهم براساس منطق زهرا اچ‌بی این خبر را بازنویسی کنم:

همین اول بگویم که من با اعدام مخالفم، اما اعدام این جوان حقش بوده است! به نظر من نه تنها باید خودش، بلکه باید پدر و مادرش را هم اعدام می‌کردند. چرا؟ چون در هنگامی که این جوان کنونی (و نوجوان سابق) در حال انجام جرم بوده است، پدر و مادرش کجا بوده‌اند؟ مگر پدر و مادر وی عرضه‌ی تربیت وی را نداشته‌اند که او مرتکب جرم شده است؟ آیا شما می‌توانید احساس پدر و مادر مقتول را درک کنید؟ اگر یکی از عزیزانتان توسط این جوان به قتل می‌رسید، آیا شما حکم به اعدام وی نمی‌دادید؟ به همین دلیل، با این حالی که من با اعدام مخالفم اما اعدام کردن این جوان را درست می‌دانم، چون جان یک انسان را گرفته است!

به همین مناسبت از همینجا به تمام دوستان و حامیان زهرا اچ‌بی و حسین تاریک، اعدام یک نوجوان را تبریک می‌گویم تا شاید جامعه‌ی ما از انسان‌های پستی مانند این نوجوان قاتل پاک شود.

چند روز است که بحث در مورد اعدام و بودن یا نبودن آن و اینکه نباید یعقوب مهرنهاد اعدام می‌شد در وبلاگستان فارسی داغ شده است. من هم قصد نداشتم در این مورد مطلبی بنویسم، اما وقتی دیدیم که زهرا اچ‌بی و حسین تاریک دایه‌ی عزیزتر از مادر شده‌اند، تصمیم گرفتم که چند نکته را در مورد تروریسمی که جندالله و عواملش در استان سیستان و بلوچستان و مخصوصاً زاهدان ایجاد کرده‌اند بنویسم.
زهرا اچ‌بی در مطلبی که بیشتر شبیه مرثیه است تا یک مطلب منطقی، می‌گوید که پسرعمو‌یش در خدمت سربازی که در استان سیستان و بلوچستان بوده است بلاهایی که بر سر مردم و جوانان این استان توسط جندالله آمده است را دیده و شنیده است. حالا من اینجا باید بگویم که خانم زهرا اچ‌بی، اگر پسرعموی شما 20 ماه در این استان بوده است، من 23 سال است که در این استان و شهرستان زاهدان زندگی می‌کنم. من از پسرعموی شما بیشتر ترس از انفجار، ربوده شدن و... را به خوبی احساس کرده‌ام. پس بی‌زحمت از طرف مردم این استان فتوا ندهید و به جای من و مردم این استان آه و ناله نکنید! من صدای ترور را در فاصله‌ی 5 دقیقه‌ی خانه‌ی‌مان شنیده‌ام. من صدای انفجار یک بمب را وقتی که داشتم با پای پیاده به دانشگاه می‌رفتم، شنیدم. من خانواده‌های حادثه‌ی تاسوکی را دیدم که چه رنجی می‌کشند. من ماجرای کشتن یک جوان بیچاره‌ی مسافرکش را که برای لقمه‌ای نان، آدمی را از این طرف شهر به آن طرف شهر منتقل می‌کرد و در نهایت همراه با یک بمب در صندوق عقب ماشینش کشته شد را شنیده‌ام و لمس کرده‌ام. اما با همه‌ی این‌ها با اعدام مخالفم. با اعدام یک انسان (فرقی نمی‌کند که روزنامه‌نگار باشد، قاتل باشد، وبلاگ‌نویس باشد، قاچاقچی باشد و...) مخالفم؛ چون اعدام پاک کردن صورت مسئله است.
در ضمن اگر تمامی موارد بالا را شنیده‌ام و لمس کرده‌ام، موارد زیر را نیز دیده، شنیده و لمس کرده‌ام:
دیده‌ام که چگونه جوانان بلوچ این استان را در سال‌های اولی که ماشین‌های الگانس وارد زاهدان شده بودند، کتک می‌خوردند. دیده‌ام که چگونه در پست‌های ایست و بازرسی، مردم بلوچ را تنها به دلیل داشتن لباس محلی‌شان مورد بازرسی قرار می‌دهند. دیده‌ام که چگونه این قوم را بی‌فرهنگ می‌پندارند و همه به آنها به دیده‌ی یک قوم عقب‌افتاده نگاه می‌کنند. دیده‌ام که چگونه برخی از شیعیان شهرستان زاهدان به راحتی آب خوردن به مقدسات آنها توهین می‌کنند. همه‌ی این‌ها را دیده و لمس کرده‌ام.
شما چند بار به این استان سفر کرده‌اید؟ آیا می دانید این استان از دو شهر زاهدان و چابهار تشکیل شده است و شهرهای دیگری مانند خاش، زابل، نیکشهر، سروان، سرباز و... در این استان اهمیتی ندارند. می‌دانید که فقر از سر و روی شهرهای خاش، نیکشهر، سراوان، سرباز می‌ریزد و یا اینکه اگر فکری برای شن‌های رونده‌ی شهرستان زابل نشود، این شهر هم ممکن است مانند بسیاری از روستای اطرافش در خطر دفع شدن در زیر خروارها شن روان باشد؟
پس بی‌زحمت دو ورژن مشابه‌ی داخل و خارج از کشور، نمی‌خواهد دایه‌ی عزیزتر از مادر شوید. مردم این استان آنقدر مشکل دارند که در بعضی مواقع از مشکلاتی مانند ترور چشم‌پوشی می‌کنند!
راستی این را هم می‌دانید که چگونه گروگان‌های گروهک تروریستی جندالله از مرزهای ایران خارج می‌شوند؟ یا چگونه شد که قسمتی از جاده‌ی مربوط به حادثه‌ی تاسوکی، جولانگاه تروریست‌هایی مانند عبدالمالک ریگی قرار گرفت؟ آیا می‌دانید که عصبانیت یکی از گروگان‌های آزاد شده از دست این گروهک، سر پولی بود که مرزبان‌های ایرانی برای اجازه‌ی عبور از این گروهک دریافت کرده بود؟ آیا می‌دانید در ماجرای انفجار اتوبوس سپاه، ماشین نیروی انتظامی به جای اینکه حافظ جان مردم باشد، از ترس جان از صحنه‌ی انفجار فرار می‌کند؟ و یا اینکه یک شهروند زاهدانی با فدا کردن جان خودش یکی از تروریست‌های حادثه‌ی انفجار اتوبوس سپاه را دستگیر کرد؟
پس خواهشاً نه از این طرف بام بیافتید و نه از آن طرف بام! و باز هم تکرار می‌کنم که من به عنوان شخصی که 23 سال در این استان زندگی کرده‌ است، با اعدام هر کسی مخالفم! همین و بس!

دیروز داشتم کتابی را می‌خوانم که به واژه‌ی bigamy برخوردم. چون معنی آن را نمی‌دانستم به دیکشنری Longman مراجعه کردم که نتیجه‌ی این جستجو عکس زیر شد:

bigamy.jpg

اما نکته‌ای توجه‌ی من را در ترجمه‌ی این کلمه به خود جلب کرد و آن واژه‌ی crime بود. به نظر شما این کلمه چه منظوری را در ترجمه‌ی bigamy می‌رساند؟

ندای امروز، وبلاگ امین ثابتی
MAIN MENU
صفحه‌‌ی اصلی
بایگانی مطالب
فوتوبلاگ
نسخه​ی موبایلِ وبلاگ
Twitter
aminsabeti: دیگه واقعاً برم بخوابم ولی اینو بگم که عین خر گشنمه!
[آرشیو]
BlogAds
LogoAds
Global Voices به فارسی

مبارزه با سرطان
ARCHIVES
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
فيلترينگ
فرهنگ و اجتماع
مهندسی شیمی
مصاحبه 7 سٶالی
هنر و ادب
وبلاگ‌نویسی زنده
ورزش
کتابخانه
پادکست
آموزش
آی​تی
اقتصاد
برنامه اتمی ایران
جنگ لبنان- اسرائیل
جام جهانی 2006
حوادث
حادثه تروریستی جاده زابل
روزنوشت
رسانه
سیاست
طنز
طرح 1000 تومانی
علم و دانش
عمومی
SEARCH

NEWSLETTER



Powered by FeedBlitz

FRIENDS
گناهکار
راه من
یادداشت‌های نیک آهنگ کوثر
ملاحسنی در کانادا
Robo
یک پزشک
فریاد بی صدا
گیجعلی
مرد تنها
دزدکی
وب 2.0
پابرهنه بر خط
عبدالقادر بلوچ
پينكفلويديش
Update Blog

تنها وبلاگ‌های به روز در این لیست قرار دارند و برای مشاهده‌ی تمام وبلاگ‌ها به این صفحه مراجعه کنید.
Weblog's Feed
Subscribe to my feed
CREDITS
Powered by
Newsfeed display by
Movable Type 3.2
CaRP
PageRank

Creative Commons License
© کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به امین ثابتی است و برداشت اینترنتی با درج لینک و برداشت چاپی با اجازه‌ی کتبی نویسنده مجاز می‌باشد. هرگونه کپی‌برداری از قالب وبلاگ ممنوع می‌باشد.