مدتها بود میخواستم در مورد قدرت بیمانند زنان ایرانی مطلبی بنویسم، اما نه وقتش را داشتم و نه حوصلهاش را! ولی دیشب به یکباره تصمیم گرفتم که این کار را انجام دهم که ماحصل آن، نوشتهی زیر شد.
به نظر من، زنان و دختران ایرانی قدرتی دهها برابر قدرت مردان جامعهی مردسالار ایران دارند. زنان ایرانی هر وقت خواستهاند و اراده کردهاند، باعث تغییراتی اساسی در ایران شدهاند. به همین دلیل من همواره حامی حرکتهای اجتماعی و سیاسی زنان ایرانی بودهام، تا مردان ایرانی! چون اطمینان دارم که حرکتهایی که این بخش از جامعهی ایران انجام میدهد، چنان استوار، قدرتمند و ادامهدار است که همواره به نتیجه میرسد. اگر بخواهم مثالی در این مورد بزنم، میتوانم به کمپین یک میلیون امضاء اشاره کنم که با تمام فشارهای حکومتی و دستگیریهای گسترده و پروندهسازیهای افردی مانند حسین تاریک، هنوز به صورت کامل زنده است و نفس میکشد. در صورتی که اگر همین حرکت را مردان ایرانی شروع میکردند، الان چیزی از آن کمپین باقی نمانده بود! اگر مثالی هم در مورد بینتیجه بودن حرکتهای اجتماعی و سیاسی مردان ایرانی بخواهم بزنم، میتوانم به 8 سال حکومت اصلاحطلبان مردسالار اشاره کنم که با حماقتهای خود موج اصلاحات را چنان خواباندند که دیگر حتی با لگد و شیپور هم بلند نمیشود.
از نظر رویدادهای تاریخی نیز میتوانم این ادعایم را ثابت کنم، از جمله:
1- شکسته شدن قلیان توسط زنان در زمان تحریم تنباکو.
2- شدت گرفتن و پیروز شدن انقلاب مشروطه که بدون فشار زنان آن زمان بر همسرانشان امکانپذیر نبود.
3- شدت گرفتن و پیروز شدن انقلاب اسلامی در سال 57 که بدون حضور میلیونی زنان همراه با فرزندان و همسرانشان در خیابانها امکانپذیر نبود.
به همین دلیل من از همینجا اعلام میکنم که تا زمانی یک شیر زن در جامعهی ایران به پا نخیزد، اوضاع فعلی ایران اینگونه خواهد ماند و تغییر نخواهد کرد. در ضمن تنها کاری هم که میتوانم برای شیر زنانی که برای آزادی من و شما قدم برمیدارند، انجام دهم این است که از آنها در این وبلاگ تشکر کنم و بر پای تکتک آنان بوسه بزنم.
درود بر شما...
» پیامهای جابلاگی!



