» پیام‌های جابلاگی!

خوشمزه! - آرشیو - خوراک
» ویدئوبلاگ
بعد از وبلاگ و پادکست، حالا نوبت به ویدئوبلاگ رسیده است.
» سارا پیلین،‌زنی که می‌تواند دموکرات‌ها را به خطر بیاندازد
و من احساس می‌کنم که این زن باعث پیروزی مک‌کین در انتخابات خواهد شد.
» چرا با دخترانی همسن یا از خودشان بزرگتر ازدواج می کنند؟
البته من این اختلاف را تجربه دارم و با دختری که 3 سال از خودم بزرگتر به مدت سه سال و نیم دوست بودم اما در آخر به دلیل همین اختلاف سن بی‌خیال هم شدیم!
» مهمترین پیمان امنیتی جهان در خطر نابودی
پیمان NPT
» ایجاد فرهنگ لغات خاص در حوزه ی وبلاگستان فارسی
صفحات:  1  |  2 

در چند روز اخیر ماجرای جاسوسی موسویان که از طرفی تکذیب و از طرفی دیگر تأیید می​شود٬ سوژه​ی بسیاری از روزنامه​ها و رسانه​های کشور و جهان شده است.
اما نکته​ای که در این بین برای من بسیار جالب و لذت​بخش است٬ دعواهای سیاسی است که بین دو جناح سیاسی بوجود آمده است. یک جناح که حامی موسویان است و رهبری آن را هاشمی رفسنجانی برعهده دارد و جناح مقابل٬ احمدی​نژاد است که قدرت را در دست دارد. اما جالبی این دعوا چیست؟
نکته​ی جالب در این دعوا٬ زورآزمایی طرفین این دعوا است. از سویی هاشمی رفسنجانی برای اینکه قدرت خود را به احمدی​نژاد و حامیانش اثبات کند و بتواند امتیازاتی را برای انتخابات مجلس هشتم بدست آورد٬ سعی در اثبات بی​گناهی موسویان دارد٬ اما در سوی دیگر٬ احمدی​نژاد و حامیانش از جمله مرتضوی و شریعتمداری سعی در گناهکار نشان دادن موسویان دارند تا بتوانند اینگونه هاشمی رفسنجانی و حامیانش را در انتخابات مجلس هشتم تحت فشار قرار بدهند و با اتهام جاسوسی به موسویان٬ بتوانند مردم را ریزش رأی برای خودشان (اصولگرایان) متقاعد کنند. به همین دلیل به نظر من دعوایی که هم اکنون در گرفته است٬ می​تواند باعث پیشرفت سیاسی ایران شود٬ چون همواره در این گونه دعواهای جناحی بسیاری از ناگفته​ها٬ گفته می​شود و دو طرف دعوا برای شکست دیگری٬ نقاط ضعف رقیب را اعلام و عنوان می​کنند. برای نمونه می​توانم به درخواست احمدی​نژاد برای انتشار پرونده​ی موسویان در انظار عمومی اشاره کنم.

مدتی است که مسئله​ای ذهن من را به خود مشغول کرده است و آن ادبیات سیاسی بسیار زننده​ای است که توسط ایران و حامیانش (مخصوصاً روسیه و ونزوئلا) در همایش​ها و نشست​های مختلف استفاده می​شود. ادبیاتی که اگر شما به تصویر گوینده​ی آن نگاه نکنید٬ فکر می​کنید که گوینده​ی این ادبیات از اراذل و اوباشی است که جدیداً نیروی انتظامی آنها را جمع می​کند!
برای اثبات این ادعایم به سه نمونه از فرمایشات رئیس​جمهورهای ایران٬ روسیه و ونزوئلا اشاره می​کنم:
1- رئیس​جمهور محبوب و مردمی و پوپولیسم ایران٬ در نطقی کوبنده در سفر دوم خود به بیرجند٬ شعور مخالفانشان را کمتر از بزغاله اعلام کرد. لقبی که تا جایی که من به خاطر دارم٬ در دوران دبستان برای اذیت کردن همکلاسی​هایم از آن استفاده می​کردم و هم اکنون که یک دانشجو هستم٬ اگر هم استفاده کنم در ملاءعام آن را استفاده نمی​کنم. اما گویی آقای احمدی​نژاد هنوز متوجه​ی این موضوع نشده​اند که ایشان رئیس​جمهور 70 میلیون نفر ایرانی هستند که رفتار و کردار ایشان آینه​ای از رفتار و کردار مردم ایران در دید دیگران است. آقای احمدی​نژاد که خود را یک مهندس٬ دکتر و متدین می​دانند٬ معلوم نیست چگونه شده است که اینگونه به هتاکی و فحاشی اقدام می​کنند. شاید علتش هاله​ای است که در مقابل چشمانشان قرار گرفته است و به همین دلیل نمی​توانند مکانی را که در آن سخنرانی می​کنند٬ ببینند. ایشان باید بدانند که هر حرفی را نباید در هر جایی زد و اگر می​خواهند افرادی را بزغاله خطاب کنند٬ آن را در خانه خود بازگو کنند نه در یک مجلس رسمی. لابد ایشان چند وقت دیگر با چاقو در تنگه هرمز می​ایستند و نمی​گذارند کشتی​ها از این تنگه عبور کنند!
2- ولادیمیر پوتین٬ رئیس جمهوری نیمه دیکتاتور روسیه که هم اکنون در خواب ایجاد یک روسیه​ی جدید با قدرت و تأثیرگذاری شوروی سابق را در سر می​پروراند٬ با نزدیک شدن به انتخابات ریاست​جمهوری٬ مخالفان خودش را به شغال​هایی تشبیه کرده که به دنبال پول خارجی​ها هستند. البته این طرز بیان و دیدگاه برای من و شمایی که در ایران زندگی می​کنیم بسیار آشنا است. دیدگاهی که راحت​ترین راه برای خارج کردن رقیب است. پوتین هم مانند احمدی​نژاد این حرف​ها را در یک مجلس کاملاً رسمی زده است. مجلسی که باید در آن حرف از آزادی٬ دوستی و عدالت (نه از نوع دولت نهم) زد و مردم را به آینده امیدوار کرد٬ نه اینکه عده​ای از مردم را به خاطر اعتقاداتشان مورد تمسخر قرار داد و آنها را به یک حیوان تشبیه کرد.
3- هوگو چاوز. مردی که اگر در ایران زندگی می​کرد٬ قطعاً هم اکنون اسمش در لیست اعدامی​های اراذل و اوباش بود. به نظر من٬ وی را باید اسطوره پوپولیسم و لات​بازی نام نهاد. مردی که در اجلاس سازمان ملل٬ بدون اینکه بداند نماینده​ی یک ملت است٬ هر چه از دهانش درآمد به مخالفانش (از جمله آمریکا) گفت و پس از آن گفته​های خود افتخار کرد. مردی که در اجلاسی آنقدر یاوه​گویی کرد که باعث شد پادشاه اسپانیا در حرکتی کم سابقه وی را به خفه شدن دعوت کند!
پس همانگونه که گفتم٬ می​بینید که ادبیات سیاسی ایران و حامیانش شدیداً در انحطاط و منجلاب فرو رفته است و اگر اینگونه پیش برود٬ در آینده​ای نه چندان دور باید آماده​ی بی​احترامی​های بیشتری از سوی جهانیان نسبت به خودمان باشیم. این هشدار را جدی بگیرید. این یک حقیقت است٬ حقیقتی که اگر بخواهیم با ادبیات چاله​میدانی کارهایمان را در دنیا و ایران به پیش ببریم٬ دیگر نباید انتظار احترام از دیگران را داشته باشیم.

1- شدیداً درگیر امتحانات میان​ترم هستم و فعلاً وقتی برای نوشتن مطلب خاصی نیست.
2- وبلاگ «مبارزه با سرطان» دارد کم​کم جان می​گیرد. از تمامی کسانی که طرفدار این حرکت هستند٬ تقاضا می​کنم که لینک این وبلاگ را در سایت و وبلاگ خود قرار دهند و آن را به دوستانشان معرفی کنند.
3- دارم سعی می​کنم که کمی در زندگی روزانه​ام برنامه​ریزی کنم و خودم را از عشقی زندگی کردن نجات بدهم.
4- برای روز جهانی سرطان می​خواهم مراسمی را به صورت مجازی در وبلاگستان فارسی راه​اندازی کنم. چند طرح در ذهن دارم٬ اما از شما می​خواهم که اگر طرحی دارید آن را با من درمیان بگذارید تا شاید بتوانیم این روز را با تأثیرگذاری خوبی برگزار کنیم. منتظر پیشنهادات شما هستم...
5- حرفی نیست جزء کمبود خواب که تا 2 ساعت دیگر حل خواهد شد!

ندای امروز، وبلاگ امین ثابتی
Weblog's Feed
Subscribe to my feed
CREDITS
Powered by
Newsfeed display by
Movable Type 3.2
CaRP
PageRank

Creative Commons License
© کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به امین ثابتی است و برداشت اینترنتی با درج لینک و برداشت چاپی با اجازه‌ی کتبی نویسنده مجاز می‌باشد. هرگونه کپی‌برداری از قالب وبلاگ ممنوع می‌باشد.