به علت طراحی یک سیدی برای یازدهمین کنگرهی ملی مهندسی شیمی و تحویل آن در 15 آبان، در این هفته سرم شدیداً شلوغ است. به همین دلیل اگر میبینید اینجا به روز نمیشود، فکر نکنید من مردهام!
بسیاری از کسانی که وبلاگ مینویسند، یکی از دغدغههای اصلیشان در دنیای وبلاگنویسی، داشتن بازدیدکنندهی زیاد است و به همین دلیل خودشان را به آب و آتش میزنند تا بلکه به تعداد بازدیدکنندگانشان 10 نفر اضافه شود! برای این کار، دست به کارهای زیادی میزنند، مانند کپی مطالب خوب و ناب دیگران بدون اجازهی آنها که به نظر من جزء کثیفترین کارهای هر انسان در دنیای مجازی است.
اما چگونه میتوان بازدیدکنندگان یک وبلاگ را بالا برد؟
جواب این سؤال بسیار ساده و کوتاه است و آن این است که:
هر بلاگری بتواند به تولید محتوا بپردازد، یعنی اینکه تنها با استفاده از شعور، درک و عقل خود مطلبی را نوشته و آن را منتشر کند، میتوان به وی اطمینان داد که او در عرض حداکثر 6 ماه دارای بازدیدکنندگان زیاد و خوبی خواهد شد.
در ضمن مواردی دیگر هم در افزایش بازدیدکنندگان وبلاگ تأثیر دارند که یکی از آنها جواب دادن به سؤالات و ایمیلهای خوانندگان و توجه به آنها است، که متأسفانه در بین جامعهی ایرانی بسیار و به ندرت دیده میشود.
این را هم بگویم که این نوشته را از روی تجربهای که در مدت 3 سال وبلاگنویسی داشتهام، نوشتهام.
امروز 4 آبان یا 26 اکتبر است. در این روز افراد مشهور زیادی به دنیا آمدهاند که مهمترین آنها عبارتند از:
1- محمدرضا پهلوی آریامهر (1919)- شاه ایران
2- رالف بَکشی (1938)- طراح انیمیشنهایی مانند میکیموس و ارباب حلقهها
3- هیلاری رادهام کلینتون (1974)- همسر رئیس جمهور سابق آمریکا و نمایندهی کنونی ایالت نیویورک در کنگره آمریکا
4- نیکو جان هوگما (1968)- بازیکن فوتبال باشگاه FC Twente
5- ماکس میسون (1877)- دانشمند آمریکایی ریاضی و فیزیک
همچنین در چنین روزی، حوادث تاریخی مهمی در ایران اتفاق افتاده است که مهمترین آن تاجگذاری پرهزینهی شاه ایران در 4 آبان سال 1346 است و در صورت تمایل برای اطلاعات بیشتر در این زمینه، به اینجا بروید.
حالا چرا، من این همه آسمان و ریسمان را به هم بافتم؟!
علت تمام نوشتههای بالا، این بود که اعلام کنم:
ای ملت، امروز یعنی 4 آبان 1385 یا 26 اکتبر 2006، سالروز تولد من است! من 21 سال پیش در چنین روزی به دنیا آمدم.
همین و بس!

امروز که عید فطر است و پایان ماه رمضان، تصمیم گرفتم مکانی را برای شما توصیف کنم که میتوان آن را آخر دنیا نامید! این مکان اسمش شیرآیاد است. آیا تا به حال این اسم به گوش شما خورده است؟
اگر برای یک بار به زاهدان آمده باشید، مطمئناً نام شیرآباد و بابائیان را شنیدهاید. این دو منطقهی شمالی زاهدان، برعکس اغلب شهرهای ایران، جزء فقیرترین مناطق زاهدان و کشوراند. شیرآباد محل تجمع معتادان، قاچاقچیان، مجرمان و... است که زندگی را برای افراد این محله از شهر به طور شدید دچار مشکل کرده است.
شیرآباد تافتهی جدابافتهی شهر زاهدان است، به گونهای که در هنگام ورود به این محل، یک ایستگاه ایست و بازرسی وجود دارد، و هنگام ورود احساس میکنید به شهری دیگر وارد شدهاید، در صورتی که شما هنوز در زاهداناید.
فقر در شیرآباد بیداد میکند و هزاران بچهی بیگناه تنها به جرم متولد شدن در این محل و خانوادههای فقیر، در بدترین وضعیت ممکنه بزرگ میشوند. در شیرآباد اسباببازی بچهها، زباله و آشغال و همچنین خرابههای شیرآباد است. خرابههایی که محل رشد هزاران میکروب است و سلامت کودکان معصوم این محل را با خطر بسیار زیاد مواجه کرده است.
پس، ای کسانی که در این روز جشن عید فطر میگیرد، بیاد داشته باشد که در تکتک نقاط مختلف این کشور، شیرآبادهای بسیار زیادی وجود دارد که باید به دادشان برسیم.
عکسهایی از این محل را میتوانید در فوتوبلاگم مشاهده کنید. در ضمن حقوق کلیهی این عکسها متعلق به نشریهی مستقل دانشجویی پرژیا و امین ثابتی میباشد. عکاس هم دوست خوبم، آقای مصطفی نوفرستی است.
دکتر احمدینژاد در جلسهی مشترک دولت و مجلس از افزایش جمعیت ایران دفاع کرده است و افزوده است که ایران ظرفیت 120 میلیون جمعیت (2 برابر جمعیت کنونی) را نیز دارد! حال این سؤال پیش میآید که آیا افزایش جمعیت به نفع ایران است یا خیر؟
تا جایی که هم اکنون اکثر مردم ایران اعتقاد دارند، بیشتر مصیبتهای کنونی ایران، از فقر گرفته تا بیکاری و فحشا، همگی از رشد غیرمنطقی جمعیت ایران در دههی 60 سرچشمه میگیرد.
در آن زمان اثر رشد تصاعدی جمعیت مشخص نمیشد ولی حال براساس آمار، 40 درصد جمعیت ایران زیر 35 سال هستند و یک چهارم نیروی کار کشور بیکارند، و اگر هم اکنون به یکباره جمعیت ایران به صورت تصاعدی رشد کند، ببینید چه سرنوشتی در آیندهی ایران رقم خواهد خورد.
در ضمن این را فراموش نکنیم که جمعیت زیاد باعث قدرتمند شدن و پیشرفت یک کشور نمیشود، بلکه دانش و تکنولوژی روز باعث پیشرفت و قدرتمند شدن یک کشور میشود.
آقای رئیس جمهور، آزموده را آزمودن خطاست. پس دوباره باز مردم ایران را تشویق به زاد و بلد زیادی نکنید که در آینده گریبان نسل من و بچههای من را خواهد گرفت و در جواب شما باید بگویم:
فرزند کمتر، زندگی بهتر
» پینوشت:
- رئیسجمهور: آماده کاستن از ساعت کار زنان متأهلیم
- احمدینژاد: دو بچه کم است
- حرفه، خبرنگار: زنان بزایند که دو بچه کم است!
- خورشید خانوم: بدن زن ایرانی همیشه محل مذاکرهی سیاستمدارا بوده
- روزنامهی اعتماد ملی: آقای رئیس جمهور به کجا چنین شتابان؟
- رئیس جمهور شلخته: فرزند بیشتر، زندگی بهتر!



