مدتی قبل آقای احمدینژاد طی دستوری به سازمان تربیتبدنی درخواست کرد که اجازهی حضور زنان در ورزشگاهها داده شود. انتشار این خبر باعث شد که اعتراضها و موافقتهایی با این دستور صورت بگیرد که از مهمترین اعتراضها میتوان به واکنش مراجع تقلید به این دستور اشاره کرد که در نتیجه، این اعتراضها باعث به تعلیق در آمدن این دستور و منتفی شدن آن شد!
با منتفی شدن این دستور این سؤال پیش آمد که مشکل عمدهی این دستور چه بوده است؟
بر طبق شواهدی که وجود دارد مشکل عمدهی این دستور نامناسب بودن جو ورزشگاهها بوده که با حضور زنان احتمال بوجود آمدن مسائل خارج از شئونات اسلامی قوت میگرفت و باعث مسائل دیگری میشد.
به نظر من این دلیل منطقی و قانع کنندهای در مورد عدم حضور زنان در ورزشگاهها نیست، چون در تمامی مسائل غیراخلاقی ما زنان را شروع کنندهی آن میدانیم در صورتی که این مردها هستند که با رفتارهای نامتعارف خود باعث میشوند که زنان به ورطهی شهوتها و تمایلات آنها کشیده شوند. این مردان هستند که با فحش و دشنام در ورزشگاهها به داور، بازیکن، مربی و... باعث میشوند که جو ورزشگاههای ما مانند چاله میدانها شود و بیشتر به یک فاحشهخانه تبدیل شود تا یک ورزشگاه!
ما باید به جا راه ندادن زنان به ورزشگاهها، مردها را به ورزشگاهها راه ندهیم تا یاد بگیرند که چگونه در یک ورزشگاه رفتار کنند.
بدترین خبری که میتوانست در وضعیت کنونی ایران منتشر شود، اعلام پیشرفت ایران در تکنولوژی جوش هستهای (Tocomak) است. علت این حرف من این است که تا به حال در هیچ جای دنیا نتوانستهاند از این تکنولوژی، برق و نیرو تولید کنند بلکه این تکنولوژی بیشتر در تولید بمب اتم مورد استفاده قرار گرفته است!
برای اطلاعات بیشتر در مورد این خبر و وخیمتر شدن اوضاع ایران در مجامع جهانی میتوانید خبرهای زیر را بحوانید:
- ایران به دانش جوش هستهای (Tocomak) دست یافت.
- پژوهش در زمینهی همجوشی هستهای از اواسط دهه 50 در ایران آغاز شده است.
- اختصاص 2 میلیون دلار بودجهی ارزی برای انجام تحقیقات در زمینهی همجوشی هستهای و درگیریهای بوجود آمده پیرامون انتشار این خبر
با این اوضاع باید شاهد فشارهای بیشتر و وحشتناکتری بر ایران باشیم.
» پینوشت:
- مقالهی یوشکا فیشر در روزنامهی دیلی تایمز پاکستان را حتماً بخوانید.

همانطوری که همهی شما میدانید علت شروع شورشها و درگیریهای آذربایجان با کاریکاتور روزنامهی ایران جمعه آغاز شد. در این کاریکاتور عکس سوسکی کشیده شده بود و در بالای سر آن نوشته شده بود «نمنم» که در زبان آذری به معنای «چی» است. که در نهایت این عمل روزنامهی ایران در کنار نوشتههای کنار کاریکاتور باعث شعلهور شدن آتش زیر خاکستر در آذربایجان شد.
مردم آذربایجان از سالها قبل به علت محدودیتهای زیاد مانند ممنوع بودن یاد گرفتن زبان مادریشان (آذری) در کتابهای درسی، نبود روزنامهی سراسری آذری و هزاران مورد دیگر در یک خفقان نسبی قرار داشتند. این خفقان در طول این سالها به آتشی در زیر خاکستر تبدیل شد که در نهایت دامن روزنامهی ایران و مانی نیستانی را گرفت! و این اتفاق باعث بوجود آمدن درگیریها و شورشهای زیادی در مناطق آذری زبان (به خصوص در تبریز، اردبیل و ارومیه) شد.
با این اتفاقات، حال باید دید که آیا واقعاً این اتفاقات و عکسالعمل مردم آذربایجان تنها به خاطر یک کاریکاتور بوده است یا چیز دیگری؟!
همانطوری که در بالا گفتم، به نظر من این کاریکاتور تنها آتش زیر خاکستر را شعلهور کرد و باعث و بانی اصلی اینگونه عکسالعمل از سوی مردم آذربایجان نبوده است. بلکه اختلافات قومی و شکافی که در چند سال اخیر بین قومیتهای ایران بوجود آمده و توهینها و تحقیرهایی که با انواع روشها (جک، محدودیت و...) به مردم این خطه از ایران روا داشته شده، عامل اصلی اینگونه حوادث بوده است. حال بدتر این است که اینگونه شورشها را به عوامل خارجی (آمریکا و انگلیس) نسبت میدهند که از قدیم الایام همواره در تمام حوادث ایران دست داشتهاند! که این نه تنها یک توهین بزرگ به مردم آذربایجان است، بلکه شعور آنها را زیر سؤال میبرد. در ضمن این را هم نباید فراموش کرد که سانسور خبری شدید اخبار چند روز گذشتهی تبریز، ارومیه و... باز ممکن است آشوبی جدید را به پا کند.
در هر صورت من که آذریزبانها را دوست دارم و خواهم داشت.
یاشاسین آذربایجان
برای دیدن بزرگتر عکس بر روی عکس کلیک کنید.
منبع: Union of Concerned Scientists
در دو روز گذشته برنامهی روزانهام به شدت پر بود و به همین دلیل وقت نکردم که به نت سر بزنیم.
پنجشنبه بعدازظهر به جشن فارغ التحصیلی یکی از دوستان خوبم دعوت شده بودم و ظهر جمعه هم، ناهار دعوت همان دوستم بودم (به مناسبت فارغ التحصیلی و دکتر شدنش!) و بعد از ظهر جمعه هم جشن تولد دعوت بودم و دیشب (جمعه شب) هم...!
خلاصه اینکه فعلاً یک خواب خوب و حسابی بهتر از هر چیزیست.



