امروز از ساعت 9.5 صبح تا 1.5 بعدازظهر تمامی کلاسهای دانشگاه سیستان و بلوچستان به خاطر اعتراض به هتک حرمت حرمهای امام هادی و امام حسن عسکری تعطیل بود، اما برای بعضی از استادان این تعطیلی معنایی نداشت از جملهی کلاس آزمایشگاه مکانیک سیالات خودم که از ساعت 9.5 تا 10.5 برگزار شد!
در حدود ساعت 11 یکی از دوستانم به من گفت که در مسجد دانشکدهی مهندسی در اعتراض به هتک حرمت اتبات عالیات تظاهراتی همراه با مراسم سینهزنی برگزار شده است. من هم چون دیدم سوژهای بهتر از این برای وبلاگم وجود ندارد، سریع دوربین یکی از دوستانم را قرض کردم و به مسجد دانشکده رفتم. در اونجا چند عکس از این مراسم گرفتم که شما میتوانید این عکسها را درفوتوبلاگ من ملاحظه کنید.
اما نکتهای در این مراسم توجه من را به خود جلب کرد و آن این بود که آخر، انفجار در حرمهای امام هادی و امام حسن عسکری چه ربطی به امام حسین دارد که در این مراسم برای وی نوحهسرایی و سینهزنی میکنند؟!
بر طبق خبری که در سایت «رئیس جمهور من» منتشر شده است، تمام مدیران کافینتها تا 2 هفته مهلت دارند تا کافینتهای خود را تفکیک جنسی بکنند. این بدین معناست از این به بعد هرگاه به مقابل یک کافینت رسیدید با کاغذی مواجه خواهید شد که نوشته:
برادران: روزهای فرد
خواهران: روزهای زوج
به نظر من این خندهدارترین کاری است که میتوان انجام داد. کاری که باعث میشود نه تنها جامعه دچار خفقان شدید شود، بلکه جامعه را به صورت بمب ساعتی درمیآورد که هر لحظه احتمال انفجار آن وجود دارد.
از صبح تا الان به این فکر میکنم که به چه دلیل اماکن اینگونه ابلاغیهای را به کافینتها داده است، که هنوز به نتیجهای نرسیدم! من ماندهام که مختلط بودن دختر و پسر در کافینتها چه نکتهی انحرافی دارد و چه چیزی در آن نهفته است که باعث گناه میشود؟! البته در این فکر کردنهایم به این مورد پیبردهام که این کار به خاطر هدایت ایرانیان به بهشت و فرستادن با زور آنها به بهشت است؛ مانند قضیهی فیلتر کردن اینترنت.
پس شاد باشید که جایگاه همهی ما در بهشت است (در این جمله از افعال معکوس استفاده شده است)
لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو «شام آخر» دچار مشکل بزرگی شد. میبایست نیکی را به شکل «حضرت عیسی» و بدی را به شکل «یهودا» یکی از یاران حضرت عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند تصویر میکرد. کار را نیمه تمام کرد تا مدل آرمانیش را پیدا کند.
روزی در یک مراسم همسرایی تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهرهاش اتودها و طرحهایی برداشت. سه سال گذشت تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود.
کاردینال مسئول کلیسا به او فشار میآورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جستجو جوان شکسته و ژندهپوش مستی را در جوی آبی یافت. ازدستیارانش خواست او را به کلیسا بیاورند. چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از گدا نداشت، گدا را که درست نمیفهمید چه خبر است به کلیسا آوردند. دستیاران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا که دیگر مستی از سرش پریده بود چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید. با آمیزهایی از شگفتی و اندوه گفت: «من این تابلو را قبلاً دیده ام !» داوینچی شگفتزده پرسید: «کی؟» گدا گفت: «سه سال قبل پیش ازآنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز میخواندم. زندگی پر از رویایی داشتم. هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی حضرت عیسی بشوم!»
پائولو کوئیلو: «میتوان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند و همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.»
منبع: وبلاگ دوستی و صمیمیت
به علت سوء استفادهی عدهای انسان بیشعور از قضیهی لوگوی نوروزی گوگل، این مطلب را پاک کردم!
برای فهمیدم منظور من اینجا را بخوانید.
با تشکر از علیرضا عزیز از لینکی که دادند.
دیشب بعد از مدتها فایل PDF بررسی 100 وبلاگ فارسی که توسط آقای حمید ضیاییپور انجام شده بود را خوندم و با نهایت تعجب دیدم که یکی از وبلاگهایی که در این 100 وبلاگ مورد بررسی قرار گرفته است وبلاگ من یعنی ندای امروز است.
براساس دید آقای ضیاییپور وبلاگ من یک وبلاگ اجتماعیِ بیطرف است که در مدت مورد بررسی (تابستان و پاییز 84) به طور متوسط 18 مطلب در ماه مینویسم و از نظر تعداد نظرات وبلاگم در دستهی زیاد قرار دارد.
نمُردیم و یک جا هم دیدم ما را تحویل میگیرند!